جستجو

 

پیروز اصلی

جمعه 19 اسفند 1390   12:46 ق.ظ

با پایان رسیدن انتخابات مجلس شورای اسلامی که به نوعی رأی به این  نظام  مقدس و تبعیت از دعوت رهبر گراانقدر ما بوده است؛ این حقیقت بیشتر به چشم می خورد که پیروز واقعی این میدان ،مردم شریف و نجیب ایران بوده اند و این حماسه و ارادت به رهبری عزیز، دوست و دشمن را مبهوت خود کرده است و صد البته، شکرانه نعمت بصیرت و حضور مردم سرافراز ،کار و خدمت مضاعف است نه اینکه باند وقبیله خود را دیدن و به اطرافیان پرداختن و هم وغم خود را صرف عزل و نصب وابستگان کردن و مسابقه جمع آوری غنیمت برای خود و اطرافیان و...سینه چاک دشمنان قسم خورده این ملت نبودن ،مرعوب اجنبی نگشتن و مبارزه با فساد رو به گسترش ادارات و شهرداری و شورای شهر و .....و امیدواریم این دو نماینده بابل باکمک هم  بتوانند گرد محرومیت و عقب افتادگی و بی کاری و فقرو ... را از این شهر بزدایند و بعد از چهار سال شرمنده خدای خود و این ملت نجیب نگردند .  


نوشته شده توسط : علیرضا قلبی

انتخابات (2)

جمعه 12 اسفند 1390   01:46 ق.ظ

اکنون که در ساعات انتهایی مانده به حماسه پر شور مردم رشید و بزرگ ایران اسلامی در حضور پر افتخار برای اعتلای ایران اسلامی عزیزمان به سر می بریم لازم میدانم که نظر صریح خود را در انتخاب نماینده شهرستان بابل بیان دارم ، علارغم انتقادات ریز و درشتی که به آقای ناصری وارد می شود اما در مجموع ایشان را ولایت مدار و  پر تلاش میدانم رای دوم نیز بنا به شناخت آقایان و تحقیقات تا کنون بنده، آقای دکتر مومنی که ( تا کنون!)از مزیت های بیشتری برخوردار است  ، البته یکی از رفقای خوب ما ازکاندیدایی نام برد که نسبتا گمنام است و به نظرش صلاحیت رأی دادن دارد ، آقای محمود محمد رضاپور . حال انتخاب با خوانندگان محترم و انشاء الله کسانی در مجموعه کشور رأی بیاورند که رنگ عوض نکرده باشند به گروههای فساد ، رشوه ، قدرت و انحراف وصل نبوده باشند و ادعای اصولگرایی بدون سلامت  فکرودست نداشته  باشندو.... . وامیدواریم که با یاری خداوند قادر متعال ایران عزیز را در دنیا همواره سربلند و پیروز و دلهای مردم را به سمت خدمتگذاران واقعی  و در خور شأن مردم شریف ایران رهنمون سازد و فرج آن ولی بر حق را تعجیل بفرماید_ آمین .   


نوشته شده توسط : علیرضا قلبی

انتخابات مجلس (1 )

جمعه 21 بهمن 1390   11:44 ب.ظ

 راجع به  انتخابات مجلس و ترکیب نمایندگان در بابل ،|مطالبی است که خواهم آورد . اما راجع به علی کریمی نماینده ای که نمایندگی مجلس را مستمسک عقده گشایی های خود  در عزل و نصب ها و...کرده بود و...،  او بهتر بود برای فرمانداری این شهر دندان تیز می کرد که بر اساس همین سوابق شایستگی آن را هم نداشته است . با نام مبارزه با باند  زر و زور مافیایی دانشگاه آزادی فعلی و امنیتی سابق مازندران و... رای گرفت ! اما واضح گشت که در همان آبشخور قرار دارد  ؛  بهتر است  با این سالوس نمایی بیش از این آبروی خود را نبرد . تکلیف نیاز آذری  هم که مشخص  و واضح است و نیاز به صدر و ذیل ندارد.

و اما آقای ناصری اگر انگیزه اش خدمت  می بود به نظر می رسد که  همان واتیکان برایش بهتر و کاربردی تر بود  . البته  چه خوب می شد که دعوت ها و صله ارحامش را در آنجا برگزار نمی کرد!؟.  


نوشته شده توسط : علیرضا قلبی

مسأله اصلی

چهارشنبه 19 بهمن 1390   10:43 ب.ظ

خیلی ها   به دنبال این هستند  که در موضوعات مختلف  دنبال متهم های نزدیک به ذهن بگردند  ؛ به عنوان مثال ماجرای  باند انحراف و مشکل تراشی های مجلس و اختلاس و و..........................................................که درست هم است .                     

    اما در حقیقت ما از یک حقیقت بزرگ غافل شده ایم و آن دشمن بزرگ ما یعنی  "رژیم غاصب و منحوس صهیونیسم اسرائیل " است و آقا چه خوش فرمودند که ما پشت سر هر کشوری که با اسرائیل مبارزه کند ایستاده ایم و نمونه اش پیروزی در جنگ 33 روزه و 22 روزه قبل بوده است .

خدا را شکر به خاطر داشتن رهبری هوشیار ، بصیر و شجاع  و خدا را شکر  که  دولت مردان ما مرعوب آمریکا و اسرائیل نیستند . این  کتمان  کوتاهی ، خیانت ، نا دانی و ندانم کاری نیسـت  ؛ بلکه  مسئله اصلی دشمن شناسی اصلی و غفلت نکردن از آن است که خیلی ها آنرا قاطی کرده اند .  همان (اشداء علی الکفار رحماء بینهم).کاری که رهبرمان میکند.             


نوشته شده توسط : علیرضا قلبی

در باره فتنه 90

جمعه 15 مهر 1390   12:35 ق.ظ

 

   چند وقتی است  که به دلایل فنی و غیر فنی هر چه می نویسم منتشر نمی شود ، در باره باند نفوذی و منحرف و ریشه ها و برگ های آن ؛ تا قدرت طلبی های برخی مجلس نشینان  تا  سوء  استفاده های برخی اعضای شورای  شهر و  شهرداری  وفساد مالی و....

  چه  باید  کرد وقتی عده ای عادت  کرده اند با چشمانی باز بخوابند و به قصد قرب الهی ازبیت المال بهره برند و....

    اما مطمئنم که آینده از آن آنها نخواهد بود . 

 


نوشته شده توسط : علیرضا قلبی

دست و پا زدن

دوشنبه 16 اسفند 1389   12:53 ق.ظ

بعضی از کاندیدای احتمالی مجلس در بابل این روزها در به در به دنبال حل مشکل مردم افتاده اند .آب ،گازو آسفالت و... و همه هم احتمالا به قصد قربت انجام می گیرد . قربت کی بماند.


راستی خیرتان قبول اما 
ازقدیم گفته اند که
 سلام گرگ بی طمع نیست.



نوشته شده توسط : علیرضا قلبی

دلواپسی

دوشنبه 16 اسفند 1389   12:45 ق.ظ

لبیک اللهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک 

ان الحمد ونعمة لک و الملک لا شریک لک لبیک
دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم.


نوشته شده توسط : علیرضا قلبی

رزیم غاصب اسرائیل و آمریکا و سرانجام محتوم

یکشنبه 1 اسفند 1389   01:08 ق.ظ

خیزش عظیم وانقلاب و مطالبات اسلامی در کشور های منطقه خاورمیانه ،نوید  پیروزی  و فروپاشی خانه سست تر از عنکبوت  رژیم غاصب و بچه کش اسرائیل و آمریکا میدهد  و عوامل فاسد و سران فتنه در ایران نیز نمی توانند برای  انحراف افکار عمومی از این واقعیت  کاری از پیش برند و نسل آرمانخواه و عدالت طلب را در پیروی از فرامین ولایت فقیه این میراث و یادگار ارزنده امام همیشه زنده ما حضرت روح الله (روحی فداه) مصمم تر ساخته است .
و انها باز در محاسبات خود اشتباه کرده اند .



 اللهم عجل لولیک الفرج










نوشته شده توسط : علیرضا قلبی

جانور شناسی

چهارشنبه 1 دی 1389   10:50 ب.ظ

راستی میدانید حاج حسین  جریان شناس و جانور  شناس ماهری است .حاج حسین شریعتمداری را  می گویم.هم او که با نگاه نافذ خود فتنه 88 را قبل از وقوع نمایاند و معرفی کرد .و جانوران بسیاری را شناساند . جانوران اصحاب فتنه؟!

با این توضیح  به دلیل اهمیت موضوع جریان شناسی  "حلقه حاشیه ساز !"  ایشان را که در کیهان سه شنبه 30/ آذر 89 آمده است با هم مرور میکنیم. 

 نویسنده

 

حلقه حاشیه ساز ! (نكته)

سه ماه و چند روز قبل- 17/6/89- با مشاهده برخی از شواهد و قرائن و با استناد به عملكرد و سابقه یكی از حلقه های بسیار نزدیك به رئیس جمهور محترم، پیش بینی كرده بودیم كه حلقه یاد شده در پی «خالی كردن اطراف رئیس جمهور از نیروهای وفادار و متعهد و تنگ كردن دایره دوستان ایشان» است و در یادداشتی با عنوان «چراغ از بهر خاموشی نگه دار» خطاب به رئیس جمهور مكتبی و متعهد كشورمان جناب آقای دكتر احمدی نژاد، آورده بودیم؛
«پیش بینی كیهان، آن است كه حلقه مورد اشاره به زودی و یا، شاید طی چند هفته آینده به حضرتعالی پیشنهاد كند آشكارا و بی پرده با دوستان واقعی خویش و حتی دو قوه دیگر اعلام مرزبندی كنید و شاید هم تا به حال این پیشنهاد به شما ارائه شده باشد»! در بخش دیگری از همان یادداشت به فرمول شناخته شده ای كه اینگونه حلقه ها به كار می گیرند اشاره شده و آمده بود؛ «ماموریت این حلقه ها ترور و انفجار نیست، بلكه دور كردن نیروهای كارآمد از كنار مسئولان اصلی ترین محور ماموریت آنهاست.»
متاسفانه پیش بینی كیهان درست از آب درآمد و رئیس جمهور محترم، چند روز بعد، طی مصاحبه ای كه غیرمنتظره به نظر می رسید، و ضرورت آن نیز قابل درك نبود، با شماری از دوستان وفادار و یاران همدل و همراه خود، مرزبندی كرد!
چند روز قبل، آقای احمدی نژاد در اقدامی تعجب برانگیز و به دور از روال تعریف شده و پسندیده دیپلماتیك، آقای منوچهر متكی را در حالی كه به عنوان وزیر امور خارجه در ماموریت رسمی خارج از كشور به سر می برد از وزارت عزل كرد. بركناری وزیر خارجه به هنگام ماموریت رسمی خارج از كشور ضمن آن كه اهانت آشكار به شخصیت وی بود، حیثیت نظام اسلامی را نیز در مجامع بین المللی به چالش كشید، تا آنجا كه وزیر امور خارجه كشور میزبان در گرماگرم مذاكره رسمی با منوچهر متكی، خبر عزل وی را اعلام كرد! این اقدام رئیس جمهور محترم با اعتراض و انتقاد دلسوزان و هلهله و ذوق زدگی بیگانگان روبرو شد كه هر دو حق داشتند! اما آقای رئیس جمهور محترم بی آن كه نیازی به توضیح- لااقل برای مردم و دوستان- احساس كند، در فاصله كوتاهی پس از بركناری وزیر امور خارجه، طی حكم دیگری آقای بذرپاش، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان ملی جوانان را نیز عزل كرد كه این بركناری هم با توجه به خدمات شایسته تقدیر بذرپاش، حیرت و تاسف دلسوزان را در پی داشت و چند ساعت قبل، خبر رسید كه آقای رامین معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز عزل شده است و برخی شنیده های نه چندان غیر موثق از ادامه این عزل و نصب ها حكایت دارد.
همانگونه كه در نكته ای تحت عنوان «با كدام توجیه؟!» - كیهان 23/9/89- درباره عزل آقای متكی آمده بود، سخن در عزل یكی و جایگزینی دیگری نیست چرا كه این عزل و نصب ها از اختیارات قانونی رئیس جمهور محترم است ولی انجام آن به گونه ای كه یاد شد و مخصوصاً در شرایط كنونی خالی از ابهام تلقی نمی شود و برخی از احتمالات نگران كننده را قوت می بخشد. از جمله آن كه؛ این روزها، طرح هدفمندی یارانه ها كه آرزو و خواست دو دهه جمهوری اسلامی ایران بود و تحول و جهش اقتصادی پرشتابی را در پی خواهد داشت، بعد از سال ها كار تحقیقاتی، ایجاد ساختارهای لازم و تلاش مستمر و مثال زدنی دولت نهم و دهم و مخصوصاً شخص رئیس جمهور محترم به اجرا درآمده است و با برنامه ریزی دقیق دولت و هوشمندی و همدلی مردم، در حال انجام است. اهمیت این طرح و نقش تعیین كننده آن از یكسو و گوش خوابانیدن دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها برای توهم پراكنی درباره این طرح، ضرورت اجتناب از حاشیه سازی در فضای سیاسی و اجتماعی كشور را پیش می كشد و در این حال و هوا، تعجب آور است كه دولت محترم به عنوان مجری طرح از این ضرورت و نیاز حیاتی غافل باشد و خود-بی آن كه بخواهد- در فضای سیاسی و اجتماعی كشور حاشیه آفرینی كند! بنابراین آیا نباید نگران این احتمال بود كه «حلقه یاد شده» در حاشیه سازی های مورد اشاره دست داشته باشد؟! ممكن است این احتمال بدبینانه تلقی شود ولی نمونه های مشابه دیگری از اینگونه حاشیه سازی های حلقه یاد شده كه دقیقاً در بزنگاههای حساس صورت گرفته، اجازه چندانی برای خوشبینی باقی نمی گذارد و می تواند این هشدار را مخصوصاً برای رئیس جمهور محبوب و متعهدمان در پی داشته باشد كه مبادا حلقه یاد شده با زمینه سازی های خود «حمل به صحت» را در نگاه صادقانه و برخاسته از اعتماد ایشان با «حمله به صحت» جا به جا كند!
احتمال مورد اشاره با نگاهی به چگونگی عزل آقای متكی، قوت می گیرد كه انشاءالله چنین نباشد. آقای متكی در حال انجام یك مأموریت رسمی خارج از كشور عزل شد و حال آن كه بركناری ایشان - به فرض ضرورت- می توانست با درنگ یك روزه یا چند ساعته و پس از بازگشت وی صورت پذیرد. ولی از این درنگ ضروری خودداری شد و حال آن كه اگر عزل وی تا بازگشت ایشان از مأموریت رسمی خارج از كشور به تأخیر می افتاد، كمترین تغییری در مقصود و منظور اصلی یعنی بركناری ایشان از وزارت امور خارجه پدید نمی آمد. ولی چرا عزل وی در سفر صورت گرفت؟! و چه كسانی اصرار داشته اند كه با عزل وزیر امور خارجه در سفر رسمی، علاوه بر آسیب رساندن به حیثیت رئیس جمهور و ضربه زدن به اعتبار بین المللی نظام، در داخل نیز حاشیه سازی كنند؟! آیا این نكته برای ریاست محترم جمهوری كشورمان تأمل برانگیز نیست؟ و آیا نباید در هویت حلقه یاد شده بازنگری كنند؟!
و بالاخره این نكته نیز گفتنی است كه نوشته پیش روی به هیچ وجه در پی ایجاد خدشه به صلاحیت و شایستگی كسانی نیست كه به جای افراد عزل شده انتخاب شده اند.
حسین شریعتمداری

 

 


نوشته شده توسط : علیرضا قلبی

یک سئوال

سه شنبه 30 آذر 1389   11:36 ب.ظ

 

متکی را احمدی نژاد

 

عزل کرد یا

 

 

رحیم    مشایی ؟؟؟!!!

 

 

 

 


نوشته شده توسط : علیرضا قلبی

لبنان تجلی جهاد و غیرت

پنجشنبه 6 آبان 1389   10:26 ق.ظ

 

 

سفررئیس جمهورمحبوب و شجاعمان به لبنان واستقبال با شکوه ازایشان مایه سرافرازی ملت ما وهمه آزادگان جهان گردید وشکست مفتضحانه رژیم منحوس صهیونیسم اسراعیل را در پی داشت .

ان شاء الله در آینده ای نه چندان دور، نابودی و محو کامل این رژیم جانی و بچه کش را جشن بگیریم .  


نوشته شده توسط : علیرضا قلبی

فرق انتقاد ، با تخریب و هجو و آزاد اندیشی ، با دیکتاتوری

جمعه 29 مرداد 1389   04:30 ب.ظ

 

به نظر میاید که :

انتقاد ، عیب یابی از افکار و اعمال برای اصلاح امور است در صورتیکه تخریب  و در پی آن هجو و توهین ، ریشه در بد اخلاقی است .

 حالت اول بر اثر آزاد اندیشی  ، فرصت بروز و ظهور میابد و امر به سکوت و حتی تشکیک نکردن به وضع موجود از  دیکتاتوری و لجاجت نشأت  میگیرد . امری که به وضوح نمونه آن را در دولت سازندگی و اصلاحات سراغ داریم و هر انتقاد منصفانه ای  را به مثابه مخالفت با دولت  پنداشته و آنرا بر نمی تافتند . در صورتیکه با  پذیرش انتقاد می توان از منابع موجود به نحو بهتری بهره برد .

دولت نهم و دهم بر اساس اطلاعات و شواهد و قرائن بسیا ر جزء پاکدست ها و آرمانگرا ترین دولت ها بعد از انقلاب عزیزمان بوده و هست  و آرزوی همه دوست داران به رغم دشمنی های بد خواهان ،  پیروزی و موفقیت آن می باشد و همیشه تا مادامی که بر مدار ولایت باقی ماند از حمایت گسترده مردم فهیم ما برخوردار خواهد بود .

مسأله ای که برخی دوستان به جهت شدت علاقه به این حرکت و دولت  دچار اشتباه شده اند بر نتافتن هرنوع انتقاد دلسوزانه  به عملکرد دولت و دولتمردان و رئیس جمهور است ؛ در صورتیکه گوش دادن و  دقت کردن  و مراقبت نمودن از آن قطعا میتواند آفت ها  وبی  راهه ها را از مسیر رشد و تلاش به سمت قله های پیشرفت این ملت سرافراز شناسایی و ترمیم نماید .

 به اجمال اینکه حکایت مشایی وصله ای ناجور به رئیس جمهور محبوب مان است  که در گذشته خطر این دست اطرافیان اشاره شد و امیدواریم از راه انصاف و درستی، دکتر احمدی نژاد راه صحیح را انتخاب نماید و قطعا مردم و بسیجیان ولایت همیشه تا مادامی که بر مدار حق و ولایت فقیه است در کنار ایشان  خواهند ماند و تنهایش نمی گذارند.                              

                                                            


نوشته شده توسط : علیرضا قلبی

نقد و نق ! (یادداشت روزسه شنبه 26/ مرداد 1389)

جمعه 29 مرداد 1389   02:50 ب.ظ

[شیوایی بیان و درستی گفتار مرا بر آن داشت تا عین مقاله رادر اینجا بیاورم    -  شبنم سرخ]                               

 

 

 

1- موضوع این نوشته اگرچه سخنان اخیر آقای اسفندیار رحیم مشایی است، اما روی سخن با ایشان نیست. آقای مشایی بارها اعلام كرده است كه «عدد»ی به شمار نمی آید- چیزی قریب به همین مضمون- و تاكید ورزیده است كسانی كه با او مخالفت می كنند، در پی مخالفت با رئیس جمهور هستند و او را تنها به این علت كه از نزدیكان رئیس جمهور است مورد حمله قرار می دهند! درباره نیمی از گفته آقای مشایی، آنجا كه خود را «عدد»ی به حساب نمی آورد، نفیاً و یا اثباتاً سخنی نمی گوییم و آرزو می كنیم كه شكسته نفسی! كرده باشند. اما نیمه دیگر سخن ایشان با واقعیات موجود همخوانی نداشته و در تناقض نیز هست، چرا كه مخالفان رئیس جمهور، چه برخی از جریانات داخلی و چه گروه های ضدانقلاب خارج نشین و دشمنان تابلودار بیرونی نه فقط با اظهارات آقای مشایی مخالف نیستند، بلكه با ذوق زدگی از آن استقبال نیز كرده و می كنند. برای دشمنان انقلاب چه امتیازی برجسته تر و چه خواسته ای طلایی تر از آن كه كسی در جایگاه رئیس دفتر رئیس جمهور كشورمان، آرزوهای برزمین مانده آنان را بر زبان آورده و به عنوان دیدگاه و بینش و منش جمهوری اسلامی ایران از تریبون نظام جار بزند؟! مخصوصاً آن كه این شخص- متاسفانه- نزدیكتر از همه دولتمردان به رئیس جمهور معرفی شده باشد و علاوه بر ریاست دفتر ایشان، پست های حساس دیگری نظیر عضو كمیسیون اقتصادی دولت، دبیر كمیسیون فرهنگی دولت، ریاست شورای هماهنگی مناطق آزاد، قائم مقامی رئیس جمهور در شورای عالی ایرانیان خارج از كشور و در یك كلمه همه كاره دولت تلقی شود! بنابراین برخلاف ادعای آقای مشایی، مخالفان رئیس جمهور از حامیان سینه چاك ایشان هستند و با مواضع و عملكردی كه آقای مشایی بر كام و گام دارند، چرا نباید مدافع ایشان باشند؟!
و اما، از سوی دیگر، اعتراض كنندگان و منتقدان بینش و منش آقای مشایی - صرفنظر از عده ای اندك و كم شمار- دوستداران واقعی رئیس جمهور محترم هستند كه حضور آقای مشایی در كنار ایشان را- با دست گسترده ای كه در دولت دارد- آفتی خطرناك برای دولت اصولگرا و شخص ریاست محترم جمهوری می دانند و برای این نگرانی خود دلایل منطقی و شواهد مستحكمی نیز دارند.
2- دولت دكتر احمدی نژاد به علت اصرار بر آموزه های اسلامی و انقلابی و مخصوصا عدالتخواهی، حمایت از محرومان، علم پروری، پاكدستی، مردم دوستی، شجاعت در برخورد با دشواری ها، مقاومت در برابر باج خواهی قدرت های استكباری و ده ها امتیاز برجسته- و بعضاً منحصربه فرد- دیگر، از آغاز شكل گیری تاكنون آماج شدیدترین و بیشترین كینه توزی های نظام سلطه بین الملل و دنباله های داخلی آن بوده و هست.
برادر عزیزمان دكتر احمدی نژاد «برآمده از اصولگرایی» است و نه «برپاكننده آن» بنابراین بدیهی است كه از یك سو مورد حمایت گسترده اصولگرایان- بخوانید توده های عظیم ملت- باشد و از سوی دیگر با دشمنی های پیوسته دشمنان ملت روبرو باشد كه چنین بوده و هست. و اما رئیس جمهور محبوب و فداكارمان مخصوصا با توجه به بار سنگینی كه بر دوش دارد و بی اغراق باید گفت به خوبی از عهده آن برآمده است، به طور طبیعی مصون از لغزش و خطا نیست و دقیقاً در همین نقطه است كه می تواند مورد انتقاد دلسوزانه و خیرخواهانه دوستان اصولگرا نیز باشد. انتقاداتی كه انگیزه و مقصود از آن، تصحیح خطا و كمك به رئیس جمهور برای پیمودن بهتر و باصلابت تر راه پیش روی ایشان است. بنابراین، كسی حق ندارد و نمی تواند نقدهای دوستانه و دلسوزانه را به حساب مخالفت و یا- خدای نخواسته- دشمنی با رئیس جمهور تلقی كند. اصلی ترین نشانه اینگونه انتقادها، تاكید بر امتیازها و دستاوردها، ارائه دلایل مستحكم برای وارد بودن انتقاد و نهایتاً پیشنهاد راه حل است.
اكنون فقط نیم نگاهی به دلایل و شواهدی كه مخالفان حضور آقای مشایی در كنار رئیس جمهور برای ابراز مخالفت خود ارائه می كنند به وضوح و بدون كمترین تردیدی از دلسوزانه بودن این انتقادات حكایت می كند و بر این واقعیت تلخ و غیرقابل انكار تاكید دارد كه آقای مشایی با توجه به افكار انحرافی ایشان و دست باز و گسترده ای كه در چرخه امور دولت دارد به یك وصله ناجور در ساختار دولت آقای احمدی نژاد تبدیل شده و حذف آن ضامن سلامت دولت است و در مقابل باید گفت متاسفانه دلایلی كه ریاست محترم جمهوری برای ضرورت ابقای آقای مشایی در كنار خود ارائه می كند، از استحكام لازم برخوردار نیست. بنابراین اگر جناب آقای دكتر احمدی نژاد برای سلامت و محبوبیت دولت خویش اهمیت قائلند- كه به یقین قائلند- نباید در بركناری آقای مشایی كمترین تردیدی به خود راه بدهند و انتقاد دلسوزانه دوستان را با كینه توزی كسانی كه به جای «نقد» پیوسته «نق» می زنند، در یك كفه قرار داده و همسان تلقی كنند. اشاره به این نكته خالی از لطف نیست كه دیروز یكی از دوستان به مزاح از قول گروه «نق»زن نوشته بود؛
«ای احمدی نژاد! خدا بگویم تو را چكار كند! این چه وضعیتی است كه برای ما پیش آورده ای؟ در دولت خاتمی هم روزه می گرفتیم و ساعت 5 بعدازظهر افطار می كردیم اما در دولت تو، ساعت هشت و نیم بعدازظهر هم به زور مغرب می شود و افطار می كنیم!!»
3- اظهارات آقای رحیم مشایی اگرچه تكرار بی كم و كاست همان دیدگاه های شرك آلود و استعمارپسند گروهك های حقیری نظیر منافقین و سلطنت طلب ها و... است ولی سخن درباره دیدگاه و نظرات آقای مشایی نیست، چرا كه افراد دیگری- از جمله برخی هواداران گروهك های یادشده- نیز با همان دیدگاه های آقای مشایی در جامعه حضور دارند و هیچكس هم از حضور آنها كمترین احساس خطری نمی كند. اما، آقای مشایی در حالی كه زبان همان دشمنان را در كام دارد، در جایگاه قائم مقام رئیس جمهور محترم كشورمان ظاهر می شود و از تریبون رسمی نظام، خواسته های 31 سال برزمین مانده و آرزوهای بربادرفته آمریكا و متحدانش را به عنوان دیدگاه و نظر جمهوری اسلامی ایران بر زبان می آورد. و سؤال این است كه چه كسی و با كدام توضیح قانونی و یا توجیه منطقی به ایشان چنین اجازه ای داده است؟!
4- شاید این برداشت را تعجب آور و غیرمنصفانه تلقی كنید ولی شواهد و قرائن فراوانی از صحت آن حكایت می كند و آن، این كه آقای اسفندیار رحیم مشایی- انشاءالله بی آن كه خود بخواهد یا بداند- به قطعه ای از «پازل فتنه 88» تبدیل شده است و آگاهانه یا ناخودآگاه آب به آسیاب فتنه گران و دشمنان نظام می ریزد. و البته در هر دو حالت، نتیجه یكسان است.
آقای مشایی تاكید می كند كه «از مكتب اسلام» دریافت های متنوعی وجود دارد. اما دریافت ما از حقیقت ایران و حقیقت اسلام، «مكتب ایران» است و ما باید از این به بعد مكتب ایران را به دنیا معرفی كنیم!
آیا اصلی ترین مانع قدرت های استكباری برای سلطه دوباره بر ایران اسلامی، عبور از «اسلام» نبوده و نیست؟ به نظرات ثبت و ضبط شده و بارها به صراحت اعلام شده دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها از جمله مدعیان اصلاحات مراجعه كنید. هیچكدام از آنها- حتی اسرائیل- به صراحت از كنار گذاشتن مكتب اسلام سخن نمی گویند- یعنی جرأت نمی كنند- تمامی آنها برای عبور از اسلام بهانه های به ظاهر معقول! می تراشند و مخصوصاً بر این توهم اصرار می ورزند كه از اسلام قرائت های متفاوتی وجود دارد و از آنجا كه دریافت مطمئن امكان پذیر نیست!! باید به نسخه ای كه خود در تدوین آن موثر باشیم مراجعه كنیم!
و اما، چرا به جای «مكتب اسلام» پای «مكتب ایران» به میان كشیده می شود؟ زیرا مكتب اسلام یعنی همان اسلام ناب محمدی(ص) بی در و پیكر و بدون معیار و ملاك نیست كه هركس هرچه خواست را بر آن افزوده و یا از آن بكاهد ولی «مكتب ایران» معیار و ملاك مشخصی ندارد و از داریوش و نادرشاه و آغامحمدخان قاجار تا پهلوی و... در آن جای دارند. آقای مشایی بعد از مواجهه با اعتراض صاحبنظران تلاش می كند نظر انحرافی خود را به گونه ای- البته ناشیانه- تصحیح كند! و از مكتب امام حسین(ع) به عنوان منظور خود یاد می كند. خب! چرا از ابتدا سخن از امام حسین(ع) به میان نمی آورد؟! و اظهارات پیشین وی با شعار «جمهوری ایرانی» سران فتنه چه تفاوتی دارد؟ و آقای مشایی پیش از این هم از سپری شدن دوران اسلام گرایی سخن گفته بود!
5- آقای مشایی چند سال قبل از «ملت اسرائیل»! سخن گفت و بر دوستی با آنان اصرار ورزید. و هنگامی كه با اعتراض روبرو شد، كه ساكنان فلسطین اشغالی، صهیونیست های مهاجر هستند و امكان سكونت آنان در سرزمین اشغال شده فلسطین به بهای آوارگی مردم آن مرز و بوم و قتل عام همه روزه زنان و مردان و كودكان فلسطینی فراهم شده است، اعلام كرد كه نظر من! همان نظر امام(ره) است!! اما در جریان همایش اخیر بار دیگر با صراحت بیشتری بر نظر پیشین اصرار ورزیده و گفت: «اندیشه آقای احمدی نژاد حذف رژیم صهیونیستی از نقشه جغرافیایی نیست»! ایشان ضمن آن كه آشكارا و بی پرده نظر مبارك و منطقی و حقوقی حضرت امام راحل(ره) را نفی می كند، شعار دیكته شده وزارت خارجه اسرائیل به سران فتنه یعنی شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را نیز تكرار می كند!
آیا هنوز هم می توان ادعا كرد كه اظهارات مشایی فقط یك «لغزش زبان» و از نوع «سهوالبیان» بوده است؟!... و ده ها نمونه دیگر از این دست كه بیرون از حوصله این نوشته محدود است و در آینده به آن خواهیم پرداخت.
6- به قول آقای مشایی «البینه علی المدعی... كسی كه ادعا می كند باید برای اثبات ادعای خود دلیل بیاورد.» براساس همین قاعده عقلی و حقوقی، دلایل فراوانی وجود دارد- و به برخی از آنها به عنوان مشتی از خروارها اشاره شد- كه نشان می دهد آقای مشایی بیرون از حلقه اصولگرایان و وصله ای ناهمگون با دولت آقای احمدی نژاد است. اكنون كسانی كه این تلقی را نمی پذیرند باید برای اثبات ادعای خود دلیل بیاورند. امید آن كه برادر عزیز و رئیس جمهور اصولگرا و فداكارمان، در این ماجرا اندیشه كنند و از رخنه نامحرمان در دولت اصولگرا برحذر باشند.
7- و بالاخره ما نیز معتقدیم مسئله مشایی در حدی نیست كه به یكی از مسائل پررنگ رسانه ای تبدیل شود اما وقتی اظهارات وی و هورا كشیدن دشمنان برای او را می بینیم، ورود به ماجرا را ضروری تلقی می كنیم و این نكته نیز گفتنی است كه مدیران بیرونی فتنه و دنباله های داخلی آنان نباید اینگونه انتقادات دلسوزانه را نشانه اختلاف در میان اصولگرایان تلقی كنند! و مطمئن باشند كه اصولگرایان با شناخت دقیق و مستندی كه از هویت وابسته و ستون پنجمی فتنه گران دارند، محال است رئیس جمهور محبوب خود را تنها بگذارند.
حسین شریعتمداری



نوشته شده توسط : علیرضا قلبی

معرفی وبلاگ

شنبه 26 تیر 1389   01:29 ق.ظ

به دوستان ، وبلاگ برادر گرانقدر مان آقای حاج حسین مؤیدی 

را با عنوان http://hakim-42.mihanblog.com/   معرفی کرده وضمن خوش آمد گویی ، آرزوی توفیق می نمایم . 


نوشته شده توسط : علیرضا قلبی

بن بست کریمی

سه شنبه 1 تیر 1389   07:57 ق.ظ

 

راه کج کریمی نماینده! مردم شریف بابل در مجلس شورای اسلامی که خودش را عقل کل می داند با مصلحت نشینی آغاز شده بود. ما فکر می کردیم او با  کلمات انتقادی فکر  و حرکت نویی به ارمغان می آورد ،کمی  که از انتخابش گذشت،  تازه به دوران رسیدگی حقیرانه اش در عزل و نصب ها و سخنان سبک ومنطق استفاده حداکثری از آلاف و علوف وساختن ویلا و خانه میلیونی و... به برکت کمک های ناچیز دوران مدیریت لاریجانی در مجلس ،کمک بلا عوض 100 میلیونی و..بر ملاشد .

تو بهتر است همان زبان انگلیسی را در دانشگاه آزاد درس بدهی! روا مباد که ....   آنجایی که در کود    کیدر س می خواندی  و آن یک اتاق اجاره ای و صاحب خانه ای که حرفهایی برای گفتن داشت . بگذار و بگذریم .

راستی تقریبا همه آن 134 نماینده ای  که به طرح غیر قانونی و غیر شرعی وقف اموال دانشگاه آزاد رای دادند چرا به نوعی به دانشگاه آزاد وصل هستند؟! یا درس می دهند! یا مدرک دکترا و... گرفته اند! یابه منابع قدرت و ثروت آنها وصل شده اند یا.....

شما نه اکنون که از مدتها پیش لیاقت و شایستگی نمایندگی مردم شریف بابل را از دست داده اید و همچون نریمان به زباله دان نمایندگی سرازیر شده اید .

با دوست خوبم هم نظرم  ، از این پس از شلاق قلم ها وسخنان افشا گرانه در امان نخواهی بود و کنج کلاس و ویلا را به حضور در مجالس ومحافل ترجیح خواهی داد.

خداوند عاقبت دین و دنیایمان را به خیر کند.


نوشته شده توسط : علیرضا قلبی